اولین استخر رفتن ادرینا در ایران
دخمل گل مامان دیروز برای اولین بار رفت استخر هوا خیلی سرد بود باران می بارید و برف هم نصفه نیمه می اومد ولی ون من قول داده بودم هر طوری بود باید به قولم عمل می کردم خیلی بهش خوش گذشت و حسابی بازی کرد اما کمی هم سرما خورد و فرداش مریض شد . موش موش مامان وقتی مریض میشه دیگه من بیچاره میشم حسابی ناز داره ...
نویسنده :
مامان ندا
18:37
ای نفس من ای عمر من
مهدکودک
حالا حدود یکماه از مهد رفتن مخمل گلم می گذره و دیگه خوشحاله برعکس هفته ها ی اول . حالا من خیلی خوشحالم چون تو خوشحالی . چهارشنبه برای اولین بدون من و بابات رفتی بیرون (سرزمین عجایب) ...
نویسنده :
مامان ندا
23:15
سوراخ کردن گوش
بالاخره گوشهاتو سوراخ کردم عشق مامان کمی هم اذیت شدی ...
نویسنده :
مامان ندا
22:49
عشق من در زمان فسقلی بودنش
سفر مشهد
سلام يك سفر خيلي خوب با مامان نداي خوبم ، مامان اشرف مهربانم و عمه شقول نازنينم خيلي خوش گذشت به اين دليل كه اونجا هم خاله ويداي خوش تيپم ، محمد جون دوست داشتني ام و مامان اعظم كوپولي و مهربانم منتظر من بودند كاش بابا حميد نازنازي من هم با ما مي آمد اما افسوس كه خيلي كار داشت . خيلي خوب بود مامانم من را برد حرم امام رضا و خيلي جاهاي ديگه توي مشهد كه حسابي خوش گذراندم جاي همتون خالي نائب الزياره بوديم ...
نویسنده :
مامان ندا
14:03







