آدرینا در ماههای 4 و 5
ما از سفر برگشتیم
Sale In Sanaee Street
دیشب من و آدرینا و بابا حمید رفتیم برایی آدرینا صندلی ماشین بخریم که متاسفانه نی نی سالن تعطیل بود رفتیم سنایی براش یک جفت کفش بخرم که کفش خوشکل سایز آدرینا پیدا نکردم اما خیابان سنایی حراج بود عالی عالی عالی کلی برای آدی خرید کردم تمام اون بلوز تک هایی که براش هرکدام را ٢٠ هزار پول می داد دیشب ٩ هزار تومان .............. عالی بود از این به بعد همیشه موقع حراج می رم خرید ،خیلی به نفع جیبمان است . ...
نویسنده :
مامان ندا
12:42
عكسهاي جديد نفس 1
عكسهاي جديد نفس
میهمانی با روبینا در منزل آدرینا
یکشنبه شب و دو روز قبلش که تعطیل بود من هم به صورت فشرده ميهمان دعوت كردم خيلي خسته كننده بود . ولي ميهماني كه روبينا و مامانش و باباش بودند براي تو خيلي خوب بود و كلي به تو خوش گذشت . اين هم يك عكس عاشقانه از تو و روبينا خانم گل ...
نویسنده :
مامان ندا
13:20
شام دیشب
دیشب شب جالبی بود شما روزش خیلی خوب استراحت نکرده بودی و خیلی خوابت می آمد به همین دلیل همه اش در حال بهانه گیری بودی خلاصه اینکه پدر من و بابات را در آوردی ............ حمامت کردم بعد هم تازه بدنت شل شده بودی و فقط دلت می خواست بخوابی اما اما اما مگر تا ما را خواب نکنی می خوابی امان از شما فسقلی ها ............... شام را آماده کردم و برای شما هم سوپ درست کردم اما اصلاً دلت نمی خواست لب به سوپ بزنی ما برای خودمان فیله مرغ و ناگت سرخ کردیم که شما هم دلت می خواست از آنها نوش جان کنی که تا به حال هم نخورده بودی و اصلاً برایت خوب نیست اما اینقدر بد اخلاق بودی که نمی شد خیلی با هات سر به سر گذاشت به همین دلیل من هم اجازه دا...
نویسنده :
مامان ندا
13:07
باز هم مشكل قطره آهن
دختر نازنين مامان كلاً چهار تا دندان بيشتر نداره كه متاسفانه اونها هم سياه شده قطره آيروويت هم بهش مي دهم اما اينقدر در زمان خوردنش اذيت مي كنه قورت نمي ده كه دندانهايش سياه شده كه اين خيلي بده نمي دانم بايد چي كار كنم ؟ اگه مامانهاي عزيز راهنمايي مي دانند تو را خدا مرا راهنمايي كنند چون خيلي نگرانم ............. مبادا دندانهايش همين طوري تا 6 يا 7 سالگي بمانه . مسواك هم كه داره اما مگر اجازه مي دهد كه برايش مسواك بزنم پدرم را درمياره ........... ...
نویسنده :
مامان ندا
12:00









