ناز ناز مامان با این ژستهای قشنگ
اين عكسها قديمي است اسفند 90
يك روز خيلي بد
تو جون مني عمر مني نفس مني زندگي مني تو عشق مامان هستي امروز يك مهر است و من مثل هميشه مجبورم از تور دور شوم و برم سر كار كه اين خودش از بدترين هاست حالا از همه بدتر اينكه الان خيلي شيطون شدي و يك ثانيه هم نمي شود از شما چشم برداشت. ساعت 11 تماس گرفتم خونه مامان اشرف گفت كه خوب خوب هستي و داري توي حيات بازي مي كني قطع كردم و رفتم دنبال كارهام تا عصر هم چند بار ديگه تماس گرفتم و يكي دو بار خواستم برام شعر بخواني اما بابا اسي مرا پيچاند . عصر هم رفتم كلاس و با خيال راحت بعد از كلاس رفتيم خانه البته بين روز هم حميدرضا گفت من مرخصي ساعتي گرفتم مي رم دنبال يك كار اما باز هم من نفهميدم . خ...
نویسنده :
مامان ندا
9:56
آدرينا بانو و عكسهاي جديد
گل مژه رفت
خدا را شكر داروهايت را مرتب خوردي و من هم شبها پماد را برايت به گوشه چشم روي گل مژه بدجنست مي ماليدم و ديشب ديدم دور چشمهات پر از خون و چرك شده و سريع با دستمال مرطوب برات پاك كردم خيلي خوب شد خدا را شكر كه سر باز كرد و عفونت داخلش اومد بيرون
نویسنده :
مامان ندا
9:57
گل مژه
قربون اون چشمهاي قشنگ و مشكي ات بشم حيف اون چشمها نيست كه گل مژه زده . سياه دانه من فدات بشم الهي ديروز رفتيم دكتر و پماد و دارو برات نوشت و گفت كمي عفوني شده اميدورام خيلي زود خوب بشه عشق مامان
نویسنده :
مامان ندا
14:49
new pic for vida joooooooooonam
خريد از شهروند با آدرينا
خوب اولش خوبه همه چيز آرامه اما بعد از نيم ساعت يا نهايت 45 دقيقه كه اون ماشين سبد دار هم عادي ميشه آدرينا مياد بيرون و شروع مي كنه به شيطوني كه الهي مامان ندا قربون اون شيطنتات بشه نازنين دل مادر .توي شهروند آرژانتين تو بدو من بدو همه قربون صدقه ات مي رفتند و نگامون مي كردن عينه ميگ ميگ مي دويدي عسل طلا با همديگر دستكش دستمان كرديم و كلي پاستيل برداشتيم . بعد هم كه هزار بار توي آسانسور بالا پايين رفتيم و پله هاي آهني و برقي و دو هزار بار بالا پايين رفتيم . تا شد افطار و با هزار كلك سوار ماشينت كرديم تا مبادا اون چشمهاي ناز نازيت باراني بشه عشق مامان . ...
نویسنده :
مامان ندا
10:57









